(مُ کَ دِ) (اِ.) ۱- محل اجتماع مغان. ۲- آتشکده.
(مُ غَ یَّ) [ ع. ] (اِمف.) تغییر داده شده، دیگرگون گشته، از حالی به حالی شده.
(مَ) (اِ.) استراحت و خواب.
(مَ لَ طِ) [ ع. مغلطه ] (اِ.) سخنی که کسی را به غلط و اشتباه بیندازد.
(مُ لَ) [ ع. ] (اِمف.) مشکل، دشوار، غامض.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) شکست خورده، غلبه شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) غلط دار.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) کسی که غل و زنجیر به گردنش انداخته شده، به زنجیر کشیده شده.
(مُ غَ مِّ) [ ع. ] (اِفا. ص.) دلاک، کیسه – کش، مشت مال دهنده.
(مَ مَ) [ ع. ] (اِ.) محلی و موردی برای عیب گیری و بدگویی، غمازی.