اسم

هلیو

(هِ یا هَ) (اِ.) سبدی که از چوب و نی بافند و چیزها در آن کنند.

    هلیوم

    (هِ یُ) [ فر. ] (اِ.) عنصر گازی شکلی که در برخی سنگ‌های حاوی اکسیداورانیوم کشف گردید و بعدها وجود آن را در سایر کانی‌ها تشخیص دادند. این گاز در ترکیب هوا وجود دارد و در برخی آب‌های معدنی نیز موجود است.

      هم

      (هَ مّ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- اندوه، حزن. ج. هموم.
      ۲- قصد، اراده.
      ۳- آن چه بدان قصد کنند. ؛~ و غم فرق بین هم و غم اصلاً در آن است که هم اندوه آینده‌است و غم اندوه گذشته و موجود.

        هلهله

        (هَ هَ لِ) [ ع. هلهله ] (اِ.) هیاهو و سر و صدا در جشن و شادمانی.

          هلو

          (~.) (اِ.) ریسمانی که کودکان از جایی آویزند و بر آن نشینند و در هوا آیند و روند؛ ارجوحه، تاب.

            هلو

            (هُ) (اِ.) درختی از تیره گل سرخیان و از دسته بادامی‌ها که دارای میوه آب دار شفت و هسته ناهموار درشت است. گونه‌های مختلف هلو عبارت از شفتالو و شلیل و هلو انجیری هستند که همگی میوه‌هایی ریزتر از هلو دارند. ؛ ~پوست کنده کنایه از: شخص خوش بر و رو، خوش آب و رنگ و دارای طراوت جوانی.

              هلوی

              (هِ) (اِ.)
              ۱- گردکان بازی.
              ۲- چرخی که کودکان از چوب و خلاشه سازند و بر آب روان گذارند تا آب آن را به گردش درآورد و ایشان تماشا کنند، گردون بازی.

                پیمایش به بالا