اسم

معصیت

(مَ ص یَ) [ ع. معصیه ] (اِ.) گناه، جرم. ج. معاصی.

    معضلات

    (مُ ضَ) [ ع. ] (اِفا. ص.) جِ معضله (معضل)؛ سختی‌ها، کارهای دشوار.

      معطف

      (مَ طِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- گردن.
      ۲- جامه‌ای فراخ که بالای جامه‌های دیگر پوشند.

        معطل

        (مُ عَ طَّ) [ ع. ] (اِمف.) بی کار، بی کار – مانده، بی فایده.

          پیمایش به بالا