اسم

معاوضه

(مُ وَ ضَ یا وِ ض) [ ع. معاوضه ]
۱- (مص م.) با هم عوض کردن.
۲- (اِمص.) تبدیل، تعویض.

    معاون

    (مُ وِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- یاری کننده.
    ۲- کسی که مقامش در وزارتخانه یا اداره پس از وزیر یا رییس است.

      معایش

      (مَ یِ) [ ع. ] (اِ.) جِ معیشت ؛ اسباب و لوازم زندگانی.

        معبد

        (مَ بَ) [ ع. ] (اِ.)جای عبادت، پرست ش گاه. ج. معابد.

          معبد

          (مُ عَ بَّ) [ ع. ] (اِمف.)
          ۱- گرامی داشته، مکرم.
          ۲- راه کوفته و هموار.

            پیمایش به بالا