اسم

مصب

(مَ صَّ بُ) [ ع. ] (اِ.) محلی که آب رودخانه وارد دریا می‌شود.

    مصبغه

    (مَ بَ غِ) [ ع. مصبغه ] (اِ.) دکان رنگرزی.

      مصحح

      (مُ صَ حُِ) [ ع. ] (اِفا.) تصحیح کننده، کسی که غلط‌های نوشته یا کتابی را تصحیح کند.

        مصحف

        (مُ حَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- نامه‌ها و اوراقی که در یک جلد جمع کرده باشند.
        ۲- قرآن مجید. ج. مصاحف.

          مصحف

          (مُ صَ حَّ) [ ع. ] (اِمف.)
          ۱- کلمه‌ای که خطا نوشته شده.
          ۲- کلمه‌ای که خطا خوانده شده.
          ۳- کلمه‌ای که به واسطه کاستن یا افزودن نقطه‌های حروف تغییر یافته مانند: باد، یاد، روز، زور.

            مصداق

            (مِ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- دلیل راستی سخن.
            ۲- چیزی که دلیل راستی کسی باشد.
            ۳- آن چه که منطبق بر امری گردد.

              مصدر

              (مَ دَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- جای بازگشت.
              ۲- سرچشمه، منبع.
              ۳- فعلی است بدون زمان و ضمائر. ج. مصادر.

                پیمایش به بالا