اسم

مصاف

(مَ فّ) [ ع. ] (اِ.)جای صف بستن ؛ میدان جنگ.

    مصالح

    (مَ لِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مصلحت ؛ آن چه مایه سود و صلاح است. ؛ ~ ساختمانی آن چه شایسته و سزاوار است که در ساختمان به کار رود.

      مشی

      (مَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- (مص ل.) راه رفتن.
      ۲- (اِمص.) روش، رفتار. ؛ خط ~
      ۱- راهی که در پیش دارند، خط سیر.
      ۲- روش شخصی در زندگی، طریقه.

        مشیب

        (مَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- سپیدموی.
        ۲- پیری.

          مشیمه

          (مَ مَ) [ ع. مشیمه ] (اِ.) بچه دان. ج. مشائم.

            پیمایش به بالا