اسم

مشتی

(مَ یا مُ) (اِ.) نوعی پارچه حریر و لطیف و نازک.

    مشجب

    (مِ جَ) [ ع. ] (اِ.) دار، چوب که بر آن جامه اندازند.

      مشدد

      (مُ شَ دَّ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- سخت و محکم شده.
      ۲- حرفی که دارای تشدید باشد.

        مشرب

        (مَ رَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- آبشخور.
        ۲- روش، مسلک. ج. مشارب.

          مشته

          (مُ تِ) (اِ.)
          ۱- ابزاری فلزی که در مشت جا می‌شود و در صحافی و کفش دوزی برای کوبیدن مقوا و چرم از آن استفاده می‌کنند.
          ۲- دسته هرچیزی مانند کارد و خنجر.

            پیمایش به بالا