(مُ کِ) [ ع. ] (اِفا.) مستی آور.
(مَ کَ) [ ع. ] (اِ.) منزل، محل اقامت. ج. مساکن.
(مُ سَ کِّ) [ ع. ] (اِفا.) تسکین دهنده، آرام کننده.
(مَ کِ) (اِ.) کره و چربی که از دوغ گیرند.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ساکت شده، خاموش شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) سکه زده، پول فلزی. ج. مسکوکات.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- جا داده شده، سکنی شده. ۲- آرام کرده شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) نیکبخت، خجسته، فرخنده.
(مَ عا) [ ع. ] (اِ.) ۱- سعی، کوشش. ۲- مسلک، راه. ۳- تصرف.
(مَ قَ) [ ع. ] (اِ.) محل افتادن.