اسم

مرود

(مِ رْ وَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- میل سرمه.
۲- آهن حلقه لگام.

    مره

    (مَ رِّ) [ ع. مره ]
    ۱- (مص م.) یک بار کاری را انجام دادن.
    ۲- (اِ.) یک دفعه، یک مرتبه.

      مرهم

      (مَ هَ) (اِ.) هر دارویی که روی زخم بگذارند تا بهبود یابد. ج. مراهم.

        مرهون

        (مَ هُ) [ ع. ]
        ۱- (اِمف.) گرو گذاشته شده.
        ۲- (اِ.) گروگان.

          مروا

          (مُ) [ په. ] (اِ.) فال نیک، دعای خیر. مقابل مرغوا.

            مروارید

            (مُ) [ په. ] (اِ.) گوهری است سفید و درخشان که درون صدف مروارید به وجود می‌آید و در جواهرسازی مصرف می‌شود. به رنگ سیاه و زرد نیز یافت می‌شود و نوع سفید آن مرغوب تر است.

              مروج

              (مُ) [ ع. ] (اِ.) جِ مرج ؛ چمن زارها.

                پیمایش به بالا