اسم

مرخم

(مُ رَ خَّ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- کوتاه شده.
۲- کلمه‌ای که دنباله آن بریده شده باشد.

    مرخی

    (مُ رَ خّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- سست کننده.
    ۲- دارویی را گویند که به قوت حرارت و رطوبت خود قوام اعضای کثیفه المسام را نرم و مسامات آن را وسیع بگرداند تا آن که به سهولت و آسانی فضول مجتمعه و محتبسه در آن‌ها دفع شود، مانند ضماد شوید (شبت) و بذر کتان.

      مرد

      (مَ رَ دّ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) بازگردانیدن.
      ۲- (اِمص.) رد، بازگشت.

        مرد

        (مَ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- مقابل زن. ج. مردان.
        ۲- کنایه از: شجاع، دلیر، بخشنده.

          مرداد

          (مُ) (اِ.)
          ۱- نام روز هفتم از هر ماه خورشیدی.
          ۲- نام ماه پنجم از سال خورشیدی.
          ۳- امشاسپند موکل بر گیاه.

            مردادگان

            (~.) (اِمر.) روزمرداد (هفتم) از ماه مرداد که ایرانیان باستان آن را جشن می‌گرفتند.

              پیمایش به بالا