(مِ) [ تر. ] (اِ.) چهار نعل رفتن اسب.
(یَ وِ) (اِ.) مرغ کوچکی که میگویند در اثر باران به وجود میآید.
(یَ) [ ع. ] (اِ.) دریا.
(یَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- کبوتر دشتی، کبوتر صحرایی. ۲- اراده، قصد.
(یُ مْ) [ ع. ] (اِ.) خیر و برکت، خجستگی.
(یَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – سمت راست. ۲- سوگند، قسم.
(یَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ینبوع ؛ چشمهها.
(یَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- چشمه بزرگ. ۲- جوی بسیار آب.
(یَ گِ) [ تر. ] (اِ.) ۱- یدک، دنباله. ۲- زنی که شب زفاف همراه عروس به خانه داماد میرود.
(یَ گِ) [ تر. ] (اِ.) نو، جدید.