اسم

مراتع

(مَ تِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مرتع ؛ چراگاه‌ها.

    مراجع

    (مُ جِ) [ ع. ] (اِفا.) در تداول فارسی به معنای مراجعه کننده، رجوع کننده. ج. مراجعین.

      مراجع

      (مَ جِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مرجع. ؛ ~ تقلید مجتهدانی که مردم از آنان در احکام شرعی تقلید کنند. ؛ ~ قانون منابعی که قوانین از آن‌ها اقتباس و استنباط شده‌است. ؛ ~قانونی مؤسسات و اداراتی که بر طبق قانون برای مراجعه افراد به منظور تنظیم روابط افراد با همدیگر و روابط افراد با دولت تأسیس شده‌اند.

        مذبح

        (مَ بَ) [ ع. ] (اِ.) جای قربانی کردن، کشتارگاه. ج. مذابح.

          مذکر

          (مُ ذَ کِّ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- به یاد آورنده.
          ۲- وعظ کننده، واعظ.

            پیمایش به بالا