اسم

مخاض

(مَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- درد زایمان.
۲- شتران آبستن.

    مخاط

    (مُ) [ ع. ] (اِ.) پوشش منفذدار و مرطوب حفره‌های داخلی برخی اندام‌ها.

      مخالب

      (مَ لِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مخلب ؛ چنگال‌ها.

        مخ

        (~.) (اِ.)
        ۱- لگام سنگین که بر اسب یا استر سرکش بزنند.
        ۲- بید (حشره).

          محور

          (مِ وَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- تیر چرخ که چرخ دور آن می‌گردد.
          ۲- خط فرضی که یک سر آن در قطب شمال و سر دیگرش در قطب جنوب است و زمین حرکت وضعی خود را دور آن انجام می‌دهد.

            محوط

            (مُ حَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.) گرداگرد چیزی برآینده، دیوار بست کننده.

              محوطه

              (مُ حَ وِّ طِ) [ ع. محوطه ] (اِ.) زمینی که دور آن را دیوار کشیده باشند.

                پیمایش به بالا