اسم فاعل محمر (مُ حَ مِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- سرخ کننده. ۲- دوایی که به قوت گرمی و جذب خود عضو را گرم گرداند.
اسم فاعل محمم (مُ حَ مِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- آن که متعه دهد زن مطلقه را. ۲- کسی که روی را با زغال سیاه کند. ۳- سری که پس از ستردن بر آن موی برآید. ۴- جوجهای که پر برآورد.