اسم

مجرور

(~.) [ ع. ] (اِمف.)
۱- کشیده شده.
۲- کسره داده شده.
۳- هر یک از سازهای آرشه‌ای.

    مجری

    (مِ) (اِ.) صندوقچه آهنی قفل دار.

      مجری

      (مُ) [ ع. ] (اِفا.) اجراء کننده، انجام دهنده. ؛ ~ حکم (قانون) کسی که حکم قانونی را به مرحله اجرا درآورد.

        مجری

        (مَ را) [ ع. ] (اِ.) محل جریان و عبور. ج. مجاری.

          مجریه

          (مُ یِ یا یَ) [ ع. مجریه ] (اِفا.) مؤنث مجری. ؛قوه ~ یکی از قوای سه گانه مملکت که موظف به اجرای قوانین و مقررات است و آن شامل رییس مملکت و هیئت وزیران است. مق مقننه و قضاییه.

            مجس

            (مَ جَ سّ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- محل نبض.
            ۲- سینه، جای نفس.

              پیمایش به بالا