اسم

متصرف

(مُ تَ صَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- دست در کاری دارنده.
۲- کسی که مالی یا ملکی را در تصرف و اختیار خود دارد.۳ – حاکم، والی.
۴- محصل مالیاتی محل.
۵- اسم متصرف آن است که تثنیه و جمع بسته شود و مصغر گردد و بدو نسبت دهند؛ مق. غیر متصرف.

    متشرع

    (مُ تَ شَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.) آگاه به امور شرعی، معتقد به امور شرعی.

      متشرف

      (مُ تَ شَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.) صاحب تشرف، بزرگ منش ؛ ج. متشرفین.

        متصلف

        (مُ تَ صَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.) چاپلوسی کننده ؛ چاپلوس ؛ ج. متصلفین.

          متشکر

          (مُ تَ شَ کِّ) [ ع. ] (اِفا.) سپاس دار، شکرگزار، آن که تشکر می‌کند و سپاس به جا می‌آورد.

            متشکک

            (مُ تَ شَ کِّ) [ ع. ] (اِفا.) گمان کننده، شک کننده، ج. متشککین.

              پیمایش به بالا