متحقق
(مُ تَ حَ قِّ) (اِفا.) راست و درست شونده.
(مُ تَ حَ ل ِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- بیمارشونده.
۲- استثنا کننده در سوگند.
۳- بیرون آینده از قسم به کفاره.
۴- در فارسی تحلیل شونده.
(مُ تَ جَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- جرعه جرعه خورنده آب و مانند آن.
۲- فرو خورنده خشم. ج. متجرعین.