(یَّ) [ ع. ] (اِ.) حقیقت و نهاد و ذات چیزی.
(چِ) (اِ.) بافت قابل انقباضی که بر حسب حرکت اندامهای بدن جانوران میشود.
(اِ.) کسی که کارش گرفتن ماهی است ؛ صیاد.
(وَ ءُ طَّ عِ یا عَ) [ ع. ] (اِ.) مابعدالطبیعه، متافیزیک.
(اِ.) مهار.
(وَ) [ ع. ماءالورد ] (اِمر.) گلاب.
(نِ) (اِ.) شهریه، پولی که هر ماه پرداخت میشود.
(اِمر.) نور ماه، پرتو ماه.
(چِ) (اِ.) سر علم به شکل هلال که آن را از طلا یا نقره میساختند.
(اِ.) ۱- زینت، آرایش. ۲- چوبدست ساربانان.