ماه روزه
(زِ) (اِمر.) حساب سال و ماه و روز، تاریخ.
(گِ رِ تِ) (اِ.)
۱- خسوف.
۲- لکه سرخی در پوست بدن به ویژه صورت، بر اثر رشد بیش از حد مویرگهای پوست.
(~ نَ شَ) (اِمر.) ماهی که مقنع قرن دوم ه. ق. تا مدت چهار ماه هر شب از چاهی که پایین کوه سیام بود برمی آورد و چهار فرسخ در چهار فرسخ روشنایی میداد. این ماه را ماه کش و ماه کاشغر و ماه مقنع و ماه مُزوَّز نیز گفتهاند.
[ فر. ] (اِ.) گونهای فیل فسیل شده که در ابتدای دوران چهارم در اروپا و شمال آسیا میزیسته و بدنش پوشیده از موهای طویل بوده و عاج طویل و پیچیدهای داشتهاست.
[ فر. ] (اِ.) نیروی مستقل مادی و روحانی که در همه جا پراکندهاست و در همه شعارها و موجودات و اشیاء مقدس شرکت دارد.