اسم

ماء

[ ع. ] (اِ.) آب، آب آشامیدنی. ج. میاه، امواه.

    ماءالشعیر

    (ءُ شَّ) [ ع. ] (اِ.) نوشابه گازدار غیرالکلی که از عصاره جوانه جو می‌سازند.

      مابعدالطبیعه

      (بَ دُ طَّ عِ) [ ع. ] (اِمر.) آن چه فراتر از عالم طبیعت و ماده باشد، ماوراءالطبیعه، متافیزیک.

        مابه التفاوت

        (بِ هُ تَّ وُ) [ ع. ] (اِ.) آن چه که موجب کمی یا افزونی چیزی از چیز دیگر است.

          مات

          (ص.)
          ۱- حیران، سرگشته.
          ۲- (اِ.) وضعیتی در بازی شطرنج که شاه قادر به هیچ حرکتی نیست و بازی به اتمام می‌رسد.

            ماتادور

            (دُ) [ فر. ] (اِ.) کسی که در میدان عمومی با گاو مبارزه می‌کند، گاوباز.

              ماتحت

              (تَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- پایین، زیر.
              ۲- در فارسی به معنای مقعد.

                ماترک

                (تَ رَ) [ ع. ] (اِ.) میراث، آنچه که از شخص مرده به جا می‌ماند

                  پیمایش به بالا