اسم

لوبشه

(بَ شَ یا ش ِ) (اِ.) غله کوفته شده که هنوز از کاه جدا نشده باشد.

    لوبیا

    (اِ.) گیاه علفی بالارونده که به دور چوبی که در کنارش قرار می‌دهند می‌پیچد و بالا می‌رود. دانه‌های خوارکی آن در غلافی شبیه غلاف باقلا قرار دارد و انواع مختلف دارد: لوبیا سفید، لوبیا چیتی، لوبیا قرمز و…

      لوت

      (اِ.) پسر ساده، امرد، تاز.

        لوت

        [ فر. ] (اِ.) سازی است که در ایران به نام عود معروف می‌باشد. پیانونوازان فرانسوی در قرون ۱۷ و ۱۸ م. برای این ساز قطعات سبکی می‌ساختند که بعدها تحت عنوان پرلود، کورانت، ساراباند، کاوت، ژیگ و غیره ظاهر شد.

          لو

          (~.) [ ع. ] (حر. ربط. شرط) اگر، گر. لولو.

            لو

            (اِ.) خال (در بازی ورق). ؛ یک ~ ورقی که یک خال داشته باشد. ؛ دو ~ ورقی که دو خال داشته باشد.

              لواء

              (لِ) [ ع. ] (اِ.) پرچم، بیرق. ج. الویه.

                پیمایش به بالا