اسم

لت

(~.) (اِ.)
۱- گرز، عمود.
۲- چماق.

    لتراست

    (لِ س) [ انگ. ] (اِ.) ورقه‌ای که حروف الفبا و نشانه‌های مختلف روی آن حک شده‌است که با فشار دادن آن نقش و حروف را به صفحه مورد نظر منتقل می‌کنند، حروف برگردان.

      لتره

      (لُ رِ) (اِ.) = لوترا، لوتره: زبان قراردادی میان دو یا چندتن برای آن که دیگران حرف هایشان را نفهمند.۲ – دهن لق، کسی که هر چه بشنود همه جا بگوید.

        لتکا

        (لُ) [ روس. ] (اِ.) کرجی، قایق، بلم.

          لبه

          (لَ بِ) (اِ.)
          ۱- کنار، حاشیه.
          ۲- طرف برنده کارد.

            لبوه

            (لَ وَ) [ ع. لبوه، لبؤه ] (اِ.) شیر ماده، مادینه اسد.

              لبخند

              (~. خَ) (اِ.) خنده کوتاهی که تنها موجب حرکت لب هامی شود، تبسم.

                پیمایش به بالا