گوناب
(اِمر.) سرخی ای که زنان برای زیبایی به چهره خود مالند، گلگونه، سرخاب، غازه.
(نِ) [ په. ] (اِ.)
۱- رنگ، نوع.
۲- رخ، سیما.
۳- قسمت گوشتی زیر چشمها و ک نار بینی و دهان، لُپ.
۴- همانند چیزی مانند: پیامبر – گونه.
[ هند. ] (اِ.)۱ – پارچه خشنی که ریسمانش ا ز لیف کنف و غیره تابیده شود و از آن کیسه بافند.
۲- کیسهای از پارچه خشن که برای حمل بار سازند.
(گُ وِ) (اِ.) تکه چوبی که هنگام شکافتن کُنده آن را در شکاف ایجاد شده میگذارند که دو نیم کردن آن آسان تر شود.
(اِ.)
۱- گیرنده تلفن که به وسیله آن صدای طرف مکالمه شنیده میشود.
۲- وسیلهای برای پوشاندن گوش برای سرما و گرما.
۳- اسبابی برای گوش دادن به صداهای درون بدن جاندار مثل قلب و ریه.
۴- سمعک.
۵- نوعی بیماری در سرانگشتان که باعث عفونت آن میشود.