اسم

گور

(اِ.) قبر، جای دفن مرده. ؛ ~ خود را کندن کنایه از: اسباب نابود خود را فراهم کردن ؛ ~ خود را گم کردن کنایه از: رفتن و ناپدید شدن شخص بد یا دشمن.

    گور

    (اِ.)
    ۱- گورخر.
    ۲- جای بی آب و علف.

      گوراب

      (اِمر.)
      ۱- میدان اسب دوانی.
      ۲- محلی که در آن هر هفته یک بار بازار تشکیل شود (در گیلان و مازندران)؛ هفته بازار.
      ۳- سراب، زمین شوره زار.

        گوراسب

        (اَ) (اِمر.) گونه وحشی اسب که مخصوص آفریقاست. نام علمی این حیوان هیپوتیگریس است که ترجمه آن به فارسی اسب ببری می‌باشد. وجه تسمیه بدان جهت است که سطح بدن حیوان دارای خطوط تیره و روشنی است که از دور شباهت به پوست ببر پیدا می‌کند. این حیوان به صورت دسته‌های بزرگ زندگی می‌کند و می‌توان آن را اهلی و تربیت کرد و مانند اسب معمولی استفاده نمود، گورخر آفریقایی.

          گورخر

          (رِ خَ) (اِمر.) حیوانی است شبیه خر که بدنش خط‌های سیاه دارد.

            گوردین

            (اِ.) = کوردین:
            ۱- گلیم و پلاس.
            ۲- جامه‌ای پشمین مانند کپنک که فقیران و درویشان پوشند.

              گوجه فرنگی

              (~. فَ رَ) (اِ.) گیاه علفی از تیره بادنجانیان، میوه آن کروی، سرخ و گوشت دار و خوراکی است.

                پیمایش به بالا