اسم

گریپ

(گِ) [ فر. ] (اِ.) زکام، آنفلونزا.

    گریپ

    فروت (گِ. فُ)(اِ.)میوه درخت گریپ – فروت از تیره مرکبات از جنس دارابی، قدری ترش، معطر و خوراکی.

      گروس

      (گُ) (اِ.) موی پیچه. موی باف زنان.

        گروگان

        (گِ رُ) (اِمر.) چیزی یا کسی که در مقابل وامی که دریافت می‌شود به گرو می‌گذارند.

          گروه

          (گُ) [ په. ] (اِ.)
          ۱- دسته، جمعیت.
          ۲- امت، فرقه.
          ۳- واحدی از سربازان شامل ۹ نفر.
          ۴- امتیاز کارمند از جهت مدرک تحصیلی و سابقه کار که خود به چند پایه تقسیم می‌شود.
          ۵- اصطلاحی است که در دانشگاه‌ها به جای کلمه انگلیسی دپارتمان یعنی جزوی از دانشگاه که در آن دروس مشابه و مربوط به یکدیگر تدریس می‌شود اطلاق می‌کنند. مثلاً: گروه آموزش ادبیات فارسی و مانند آن.

            گروهان

            (گُ) (اِ.)
            ۱- جِ گروه ؛ گروه‌ها، دسته‌ها.
            ۲- در اصطلاح ارتش یک دسته سرباز از ۱۴۰ تا ۱۷۰ نفر.

              گروهبان

              (گُ) (اِمر.) مسئول تعلیم سرباز و این درجه‌ای است بالاتر از سرجوخه. شامل سه رتبه: گروهبان سوم، گروهبان دوم و گروهبان یکم.

                پیمایش به بالا