اسم

گر

(~.) [ په. ] (اِ.) از بیماری‌های پوستی که باعث خارش و سوزش پوست بدن می‌شود.

    گرا

    (گَ رّ) (اِ.)
    ۱- حجام، سرتراش، دلاک.
    ۲- بنده، غلام.

      گراد

      (گِ) [ معر. ] (اِ.) پارچه کهنه و پاره پاره.

        گراد

        (~.) [ فر. ] (اِ.) قوسی است معادل ۱۴۰۰ پیرامون دایره.

          گراز

          (گُ) [ په. ] (اِ.)
          ۱- خوک نر.
          ۲- بیل.

            گراز

            (~.)
            ۱- (اِمص.) رفتاری با ناز و تکبر.
            ۲- (اِ.) کوزه سرتنگ.
            ۳- بیل پهن و بزرگ که با آن زمین شیار کرده را هموار می‌کنند.

              گرافیت

              (گِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی زغال که از آن در ساختن مداد استفاده می‌کنند.

                گرافیست

                (گِ) [ فر. ] (اِ.) کسی که با کمک خط‌ها و نوشته‌ها نقش‌هایی زینتی پدید می‌آورد.

                  پیمایش به بالا