اسم

گبه

(گَ بِّ) (اِ.) نوعی گلیم دست باف خاص ایران که نقشه اش از داستانی حکایت می‌کند.

    گبه

    (~.) (اِ.) شیشه حجام که بدان حجامت کنند، شاخ حجامت.

      گپ

      (گَ) (اِ.) سخن، حرف، گفتگوی دوستانه.

        گترم

        (گُ رُ) (اِ.) سخنی که از حد و اندازه گوینده متجاوز باشد.

          گچک

          (گ چَ)(اِ.)نام سازی است شبیه کمانچه که با آرشه نواخته می‌شود.

            گدا ارمنی

            (~. اَ مَ) (اِمر.)
            ۱- ارمنیی ای که گدا باشد.
            ۲- مجازاً: گدای پست، سایل دون طبع.

              پیمایش به بالا