اسم

کشتی

(کُ) (اِ.)
۱- ورزش دونفری که هدف از آن به پشت خواباندن یکی به وسیله دیگری است. مجازاً: تلاش و کوشش جسمی یا ذهنی بسیار سخت.
۲- زنار، کمربند.

    کشتی

    (کِ) (اِ.)
    ۱- سفینه، قایق بزرگ.
    ۲- نوعی پیاله شراب. ؛ ~ کسی غرق شدن بسیار افسرده و غمگین شدن.

      کشتیل

      (کَ) (اِ.) حوضی چوبین است در اندرون کشتی از طرف سینه که در مواقع طوفان آب دریا – که به کشتی آید – در آن جمع شود (سواحل خلیج فارس).

        کشح

        (کَ شَ) [ ع. ] (اِ.) تهیگاه ؛ ج. کشوح.

          کشاکش

          (کَ کَ) (اِمر.)
          ۱- به هر طرف کشیده شدن.
          ۲- کنایه از: گرفتاری و حوادث.

            کشاله

            (کِ لِ) (اِ.) امتداد و دنباله هر چیزی.

              کشان

              (کَ)
              ۱- (ص فا.) کشنده.
              ۲- (اِ.) خیمه‌ای که به یک ستون برپا کنند.

                پیمایش به بالا