(کُ) (اِ.) = کریز. کریژ. کریزه. کریج. کریچ. کریچه: پر ریختن پرندگان ؛ تولک.
(کَ) (اِ.) قنطوریون، دارویی است تلخ، مفید برای زهر گزندگان.
(کَ وَ یا وِ) (اِ.) زمین بلند، تپه.
(کُ) [ ع. ] (اِ.) عفونی شدن شدید در اثر ورود میکربی مخصوص از راه زخم.
(کَ) (اِ.) کدخدا، رییس قوم.
(کُ) (اِ.) کُرف، قیر، شبه.
(کَ) (اِ.) هرگیاهی که در کنارههای جوی و رودخانه سبز شود.
(کَ) (اِ.) مهره، مهرههای گردن و پشت.
(کَ) (اِ.) ۱- نادرست، کج. ۲- ابریشم کم قیمت.
(کُ) (اِ.) چینه دان مرغ.