کانون
[ ع. ] (اِ.)
۱- آتشدان، منقل.
۲- نام دو ماه از ماههای رومی.
۳- انجمن، باشگاه.
۴- در فارسی مرکز.
[ ع. ] (اِ.)
۱- آتشدان، منقل.
۲- نام دو ماه از ماههای رومی.
۳- انجمن، باشگاه.
۴- در فارسی مرکز.
(مُ وِ) [ انگ ] (اِمر.) مشترک المنافع ؛ مجموعه کشورهای مرکب از بریتانیا و مستملکات سابق و کنونی آن که تشکیل یک واحد دادهاند.
[ انگ. ] (اِ.) = کانوا: نوعی نخ که از کرک یا ابریشم میریسند و با آن لباس زمستانی میبافند، کاموا.
[ په. ] (اِ.) جایی که از آن فلزات و شبه فلزات استخراج کنند، معدن. ؛ ~ به گوهر کردن کنایه از: به نوایی رسیدن.
(پِ) [ فر. ] (اِ.) نیمکت بزرگ پشت دار. ؛ ~ ی تختخواب شو نوعی کاناپه که باز میشود و به صورت تختخواب درمی آید.