کاسه نمد
(~. نَ مَ) (اِ.) هر یک از واشرهای لاستیکی گرد در اندازههای مختلف که در موتور برای پیشگیری از نفوذ روغن به بیرون به کار میرود.
(~. نَ مَ) (اِ.) هر یک از واشرهای لاستیکی گرد در اندازههای مختلف که در موتور برای پیشگیری از نفوذ روغن به بیرون به کار میرود.
(کِ) [ فر. ] (اِ.) = کاسک:
۱- کلاه لبه دار.
۲- کلاهی از جنس فلز و غیره که سر را از خطر حفظ میکند، کلاه ایمنی.
(اِ.) گیاهی است علفی و پایا از تیره مرکبان که در حقیقت سردسته این تیرهاست. دارای ساقه خشن و برگهای تلخ مزه و پوشیده از کرک. گلهای آبی و گاه سفید و قرمز دارد. برگهای این گیاه در تداوی بیماران مبتلا به تب نوبه مورد استفاده قرار میگیرد، تلخک.
(س) [ ازع. ] (اِ.)
۱- پیاله، ظرف.
۲- کوس.
۳- بیرونی ترین پوشش گل. ؛~ی داغ تر از آش کنایه از: واسطهای که از صاحب حق بیشتر جوش میزند. ؛~ ای زیر نیم ~بودن کنایه از: نیرنگی در کار بودن. ؛ ~کوزه کسی را به هم زدن کنایه از: شر و فساد و خرابی بار آوردن.
(~. بَ)
۱- (ص فا.) آن که ظروف شیشهای و چینی و چوبی شکسته را بند میزند.
۲- (اِمر.) آلتی که پهلوانان کشتی با اجازه استادان و مشایخ به کاسه زانوی خود میبسته و در وسط آن آیینه کوچکی نیز قرار میدادند. این عمل کفایتی بود از این که زانوی صاحب کاسه بند به خاک نمیرسد.