اسم

کارنامه

(مِ) [ په. ] (اِمر.)
۱- ورقه‌ای که در آن نتایج آزمون‌های تحصیلی نوشته شده‌است.
۲- شرح حال، سرگذشت.

    کارناوال

    [ فر. ] (اِ.) کاروان شادی، کاروانی که در ایام معینی از سال با لباس‌های مضحک برای تفریح و سرگرمی به راه می‌افتند.

      کارشناسی

      (~.)
      ۱- (حامص.) شناسایی کار، خبرگی.
      ۲- (اِ.) دوره تحصیلات چهارساله دانشگاهی.

        کارگردان

        (گَ) (اِ.)
        ۱- کسی که انجام کارها را اداره می‌کند.
        ۲- کسی که بازیگران را راهنمایی می‌کند و نمایشنامه‌ها را به روی صحنه می‌آورد.

          کارخانه

          (نِ) (اِمر.) جایی که عده بسیاری کارگر به صنعت یا پیشه‌ای مشغول هستند.

            کارد

            [ په. ] (اِ.) ابزاری مرکب از یک لبه تیز و یک دسته که برای بریدن به کار رود، چاقو. ؛~به استخوان کسی رسیدن کنایه از: وضع بسیار سختی داشتن. ؛ مثل ~ُ پنیر بودن کنایه از: سخت مخالف و دشمن یکدیگر بودن.

              پیمایش به بالا