کاربرد
(بُ) (اِمص.) به کار بردن، بهره گرفتن.
(بُ) [ فر. ] (اِ.) کربن. کاغذ، کاغذی است که یک طرف آن رنگی است و آن را برای کپی برداشتن در هنگام نوشتن مورد استفاده قرار میدهند.
(بُ تُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاهی است که هوا و بنزین را به نسبت معینی مخلوط و برای انفجار در محفظه سیلندرها آماده میسازد.
[ انگ. ] (اِ.) = کاربید:
۱- ترکیب دوتایی کربن و یک فلز، کربوز.
۲- جسم جامدی به رنگ سیاه مایل به خاکستری که برای تولید گاز استیلن در جوشکاری به کار میرود.
(اِمر.)
۱- پارچهای که گلابتون دوزان لفافه کار خود سازند به جهت محافظت از آن.
۲- دسته و بسته، تنگ.
[ فر. ] (اِ.)
۱- مقوای نازک که روی آن مشخصات چیزی یاکسی نوشته میشود. ؛~ ِ ~ویزیت کارتی که روی آن نام، نام خانوادگی، شغل، آدرس و تلفن شخص نوشته شده باشد. ؛ ~ شناسایی مدرک رسمی برای اثبات هویت شخص. ؛ ~ ملی ورقهای دارای شماره مشخص که حاوی مشخصات فرد بوده و هر شهروند با آن شناخته میشود. ؛ ~ اعتباری کارتی که در معاملات با آن میتوان به جای پول استفاده کرد. ؛ ~ تلفن کارتی که به جای سکه در تلفنهای عمومی از آن استفاده میشود. ؛ ~ دعوت کارتی که برای دعوت اشخاص به مهمانی، گردهمایی، سخنرانی و مانند آن فرستاده میشود. ؛ ~ زرد کارتی که در مسابقات ورزشی مانند فوتبال و غیره جهت اخطار به بازیکن خاطی نشان میدهند. ؛ ~ قرمز کارتی که در مسابقات ورزشی مانند فوتبال و غیره برای اخراج بازیکن خاطی از زمین مسابقه به او نشان میدهند.
۲- ورقِ بازی.
(پُ) [ فر. ] (اِمر.)کارتی که روی آن تصویری چاپ شده و در پشت آن نامه نگاری کوتاه میکنند و تمبر میچسبانند و به مقصدی میفرستند.
[ فر. ] (اِ.) پوشه مخصوصی که نامهها و پروندههای جاری را برای صدور دستور در آن قرار میدهند، کارپوشه. (فره).
[ انگ. ] (اِ.) ظرف یا محفظهای حاوی ماده، وسیله یا جسمی که جا به جا کردن و استفاده از آن با دست دشوار و پردردسر یا ناراحت کنندهاست.
(تِ) [ انگ. ] (اِ.)
۱- قفسه کشوداری که در کشوهای آن کارتهای مربوط به مشخصات کتابها، مجلات و مانند آنها نگه داری میشود.
۲- کارتی که روی آن زمان ورود یا خروج کالای موجود نوشته میشود.
۳- کارت زن.
۴- کارد پهن و دسته داری که نقاشان در و پنجره و ساختمان و اتومبیل را با آن بتونه میکنند.