اسم

قو

(اِ.) پرنده‌ای از جنس مرغابی شبیه غاز نسبتاً عظیم الجثه و بسیار زیبا.

    قوا

    (قُ وا) [ ع. قوی ] (اِ.) جِ قوه ؛ نیروها، قوت‌ها.

      قواره

      (قَ ر) [ ع. قواره ] (اِ.) مقدار پارچه بریده شده به اندازه یک دست لباس.

        قوام

        (قِ) [ ع. ] (اِ.) آن چه که کاری یا چیزی به آن قائم باشد.

          قوام

          (قَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- مایه زیست.
          ۲- اصل چیزی.
          ۳- اعتدال.
          ۴- عدل.
          ۵- استواری، استحکام.
          ۶- راستی.

            پیمایش به بالا