اسم

قناره

(قَ ر) [ ع. قناره ] (اِ.) چوبی یا آهنی دراز دارای میخ‌های بلند که در دکان قصابی گوشت را به آن آویزان می‌کنند.

    قمطر

    (قِ مَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- صندوقی که در آن کتاب را حفظ کنند.
    ۲- آوند شکر و نبات.
    ۳- چوبی که به شکل قید پای مجرمان را در آن بند کنند.
    ۴- مرد کوتاه.

      قمطره

      (قِ مَ رَ یا رِ) [ ع. قمطره ] (اِ.) صندوقی که در آن کتاب یا عطریات نگهدارند.

        قمع

        (قِ مَ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) زدن با عمود.
        ۲- سرکوب کردن.
        ۳- خوار گردانیدن، ذلیل کردن.
        ۴- (اِمص.) سرکوبی.
        ۵- فرو نشاندگی.

          قمقمام

          (قَ قَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- بزرگ و مهتر قوم.
          ۲- امر عظیم، عدد بسیار.

            قمقمه

            (قُ قُ مِ) [ ع. ] (اِ.) ظرف آب مسافرتی.

              قمپز

              (قُ پُ) (اِ.) غُنپز، غُمپز؛ لاف و گزاف، ادعا، فخر.

                قمچی

                (قَ مْ) [ تر. ] (اِ.) تازیانه، شلاق.

                  پیمایش به بالا