اسم

ور

(~.) [ په. ] (اِ.) در ایران باستان در محاکمه‌های مبهم و مشکل دو طرف دعویی را مورد آزمایش (ور) قرار می‌دادند و آن دو گونه بوده‌است:
۱- ور گرم (گذشتن از آتش). ور سرد (خوردن سوگند) و آن آب آمیخته با گوگرد بوده‌است که به متهم می‌خورانیدند.

    ور

    (وَ) (اِ.) تخته‌ای که در مکتب‌های قدیم معلمان روی آن به شاگردان تعلیم می‌دادند، سبق.

      وداع

      (وِ) [ ع. ] (اِ.) بدرود، خداحافظی.

        ودایع

        (وَ یِ) [ ع. ودائع ] (اِ.) جِ ودیعه ؛ امانت‌ها، سپرده‌ها.

          ودج

          (وَ دَ) [ ع. ] (اِ.) نام رگی در گردن که هنگام خشم متورم می‌شود.

            ودع

            (وَ دَ) [ ع. ] (اِ.) نوعی صدف، گوش ماهی.

              ودکا

              (وُ) [ روس. ] (اِ.)نوعی نوشابه الکلی بی رنگ قوی، عرق روسی.

                ودویل

                (وُ) [ فر. ] (اِ.)
                ۱- ترانه محلی هجوآمیز و نشاط انگیز که ترجیع بندش اهمیت بسزا دارد.
                ۲- نمایشنامه کمدی خفیف که در آن خدعه‌ای ماهرانه گنجانده باشند.

                  وحی

                  (وَ) [ ع. ] (اِ.) آنچه از طرف خدا بر پیغمبران نازل شود.

                    پیمایش به بالا