اسم

فرخشه

(فَ رَ ش) (اِ.) = فرخشته: لوزینه، نوعی شیرینی که با آرد، شکر، روغن و مغز بادام درست می‌کنند.

    فرخو

    (فَ رْ خُ) (اِمص.) = پرخو:
    ۱- بریدن شاخه‌های زائد درخت.
    ۲- وجین، کندن علف‌های هرز.

      فرخواگ

      (فَ خا) (اِ.) قلیه و گوشتابه که بر بالای آن تخم مرغ بریزند و بخورند.

        فردا

        (فَ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- روز بعد از امروز، روزی که پس از امروز خواهد آمد.
        ۲- کنایه از: آینده.

          فرج

          (فَ رْ) (اِ.) ورج، ارج ؛ فره، شأن، شوکت، قدر.

            فرج

            (~.) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- سوراخ، شکاف.
            ۲- عورت زن، آلت تناسلی زن.

              فرجام

              (فَ رْ) [ په. ] (اِ.)
              ۱- پایان، انجام.
              ۲- نتیجه.

                پیمایش به بالا