عناک
(عَ) [ ع. ] (اِ.) توده ریگ.
(عَ زَ) (اِمر.) بازی جمعی کودکانه که در آن بازیکنان دست یکدیگر را میگیرند و با گفتن جملههایی به دور یکی از بچهها که در وسط نشسته میچرخند و همین طور همه به نوبت در وسط حلقهای که تشکیل داده مینشینند.
(عَ نّ) [ ع. عُنّاب ] (اِ.) تبرخون ؛ درختی است با برگهای کوچک و بی کرک و شفاف. گلهایش کوچک و زرد رنگ و شامل دم گل بسیار کوتاه است. میوه اش شفت و مایل به قرمز، شفاف و کروی است که به بزرگی یک زیتون میرسد و دارای طمعی بسیار مطبوع است. عناب به عنوان ملین و مسکن سرفه به کار میرود. چوب آن سرخ رنگ و سخت میباشد.