واسطه
(س طِ) [ ع. واسطه ]
۱- (اِفا.) میانجی.
۲- دلاُل.
۳- مرکز، ناحیه، کرسی.
۴- شفیع.
۵- سبب، علت، انگیزه.
(س طِ) [ ع. واسطه ]
۱- (اِفا.) میانجی.
۲- دلاُل.
۳- مرکز، ناحیه، کرسی.
۴- شفیع.
۵- سبب، علت، انگیزه.
(ش) [ انگ. ] (اِ.) حلقهای معمولاً از جنس لاستیک که برای آب بندی کردن بین دو جسم سخت قرار میگیرد.
(~. مِ) (اِمر.)
۱- کتابی که معنی واژهها و اصطلاحات و معادلهای یک یا چند زبان را به دست دهد.
۲- فرهنگ، لغت نامه.
(~. نَ)(اِمر.)واژهای بر بالای صفحه کتاب مرجع که نشانه نخستین یا آخرین مدخل در آن صفحهاست. مانند: واژگان… در بالای این صفحه.
(تَ) [ په. ] (اِ.) کشاورز و آن یکی از طبقات چهارگانه عهد ساسانی به شمار میرفته. ج. واستریوشان.