اسم

صغارت

(صَ رَ) [ ع. صغاره ]
۱- (مص ل.) خوار شدن، کوچک شدن.
۲- (اِمص.) خردی.

    صغر

    (ص غَ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) کوچک شدن.
    ۲- خوار شدن.
    ۳- (اِمص.) کم سالی، خردی، کوچکی.

      صغو

      (صَ غْ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) میل کردن، رغبت داشتن.
      ۲- (اِمص.) رغبت، میل.

        صف

        (صَ فّ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- رده، رج، هر چیزی که با نظم و ترتیب در یک خط قرار گرفته باشد.
        ۲- گروه، دسته.
        ۳- ردیف، مرتبه.
        ۴- سوره شصت و یکم از قرآن کریم.
        ۵- جنگ. ج. صفوف.

          صره

          (صُ رَّ) [ ع. صره ] (اِ.) کیسه زر و سیم.

            صرصر

            (صَ صَ) [ ع. ] (اِ.) باد تند و شدید.

              صرف

              (~.) [ ع. ] (اِ.)۱ – گردش، گردش روزگار.
              ۲- علمی که به بحث درباره اشتقاق و صیغه‌های کلمات عربی می‌پردازد.

                صرفه

                (صَ فِ) [ ع. صرفه ] (اِ.)
                ۱- افزونی.
                ۲- بهره، فایده.

                  صدید

                  (صَ) [ ع. ] (اِ.)
                  ۱- خونابه، خون به چرک آلوده.
                  ۲- ناله و فریاد.

                    پیمایش به بالا