اسم

وارو

(اِ.)
۱- وارون، واژگون.
۲- پُشتک.

    وادروا

    (دَ) (اِ.) بادربا، نانخورش، جایی که در آن نانخورش فراوان است.

      وادی

      [ ع. ] (اِ.)
      ۱- رودبار، رود.
      ۲- دَرّه.
      ۳- صحرا، بیابان.

        وادیج

        (اِ.) چوب بَستی که تاک انگور را روی آن می‌خوابانند.

          وار

          (پس.)
          ۱- نشانه دارندگی، عیالوار.
          ۲- به معنی نظیر و مانند: دیوانه وار.
          ۳- (اِ.) دفعه، مرتبه.
          ۴- به معنی بار، حمل: خروار، شتروار.
          ۵- دال بر لیاقت: شاهوار، گوشوار.
          ۶- آنچه مدت معین ظاهر شود: هفته وار (مجله هفتگی).

            پیمایش به بالا