اسم

صبر

(صَ) [ ع. ] (اِ.) گیاهیست با برگ‌های دراز و ضخیم و تیغ دار با گل‌های زرد رنگ. در جاهای گرم می‌روید و طعم تلخ دارد.

    صبغ

    (ص) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- رنگ.
    ۲- نانخورش.

      صبغه

      (ص ِ غَ یا غِ) [ ع. صبغه ] (اِ.)
      ۱- ماده‌ای که با آن چیزی را رنگ کنند.
      ۲- دین و ملت.

        صبی

        (صَ یّ) [ ع. ] (اِ.) کودک، پسر بچه. ج. صبیان.

          صبی

          (ص با) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) میل کردن به سوی جوانی و کودکی و بازی.
          ۲- (اِمص.) کودکی، طفلی، طفولیت.

            صبیان

            (ص) [ ع. ] (اِ.) جِ صبی ؛ کودکان، اطفال.

              صبح

              (صُ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- بامداد.
              ۲- آغاز روز. ؛~علی الطلوع صبح زود هنگام، طلوع خورشید.

                پیمایش به بالا