اسم

شیشه بر

(~. بُ)
۱- (ص فا.) آن که کارش بریدن شیشه و نصب آن در پنجره یا در است.
۲- (اِ.) ابزار بریدن شیشه.

    شیرک

    (رَ) (اِ.)
    ۱- شیره، عصاره.
    ۲- شیره تریاک.
    ۳- شراب.

      شیرلان

      [ شیر + لان، پس. مک. ] (اِمر.) جایی که در آن شیر فراوان باشد؛ شیرناک.

        شیره

        (رِ)(اِ.)۱ – عصاره، افشره.
        ۲- ماده مخدری که از جوشاندن و صاف کردن سوخته‌های تریاک به دست می‌آورند.

          شیروخورشید

          (رُ خُ) (اِمر.) نقش شیری ایستاده و شمشیر در دست که خورشیدی از پشتش می‌دمد و تا پیش از انقلاب اسلامی نشان رسمی دولت ایران بود.

            شیرین

            (ص نسب.)
            ۱- هر چیزی که طعم قند و شکر داشته باشد.
            ۲- هر چیز مطبوع و لطیف و دلپذیر.
            ۳- (عا.) تمام، کامل.
            ۴- رونق، رواج.
            ۵- (اِ.) از نام‌های زنان.

              شیرین بیان

              (بَ) (اِمر.) گیاهی است علفی و پایا از تیره سبزی آساها. رنگ گل‌هایش مایل به آبی. ریشه و ساقه آن مصرف دارویی دارد.

                پیمایش به بالا