پیشوند

همی

(هَ) [ په. ] (پش.) پیشوندی است که بر سر فعل ماضی، مضارع و امر درآید: همی رود، همی رو.

    هم

    (هَ) [ په. ]
    ۱- (ق.) نیز، همچنین.
    ۲- (پش.) در ترکیبات پیشوند اشتراک است: هم اتاق، همراه، همدل.

      ه

      (هُ) (پش.) خوب، نیکو، هژیر، هویدا.

        وا

        (پش .) پیش از فعل آید به معنای ذیل: الف – به معنی «باز» تجدید و دوبارگی را رساند: وا آمدن. ب – به معنی «باز»، «گشاده» و مانند آن: واکردن. ج – به معنی «به» به جهت تاکید: وا ایستادن، واشدن.

          نا

          (پش.)
          ۱- بر سر اسم درآید و آن را منفی سازد. (به معنی بی): نا امن، ناچیز. ۲- غالباً بر سر صفت در آید: نادرست.

            ژئو

            (ژِ) [ فر. ] (پیش.) از عناصر زبان علمی به معنی «زمین» است. «ژئوپلیتیک»، «ژئولوژی».

              بلا

              (بِ) [ ع. ] (پیش.) بی، بدون: این کلمه بر سر اسماء و مصادر عربی درآید مانند: بلاتردید، بلاتشبیه.

                باژ

                (پیش.) = واژ. باز: بر سر اسماء آید به معنی قلب و عکس و دیگرگونی: باژگونه، باژگون.

                  ب

                  (بِ) (پیش.)
                  ۱- بر سر اسم درآید (به جای تنوین منسوب عربی) و از آن قید سازد: بیقین = یقیناً.
                  ۲- بر سر اسم و حاصل مصدر درآید و قید سازد: بزودی.
                  ۳- گاه بر سر اسم درآید و آن را صفت سازد: بهوش.

                    با

                    [ په. ] (پیش.)
                    ۱- در اول اسم می‌آید و صفت می‌سازد: باهنر، باصفا.
                    ۲- در اول مصدرهای عربی می‌آید و صفت می‌سازد: بااطلاع، بامعرفت.

                      پیمایش به بالا