همی
(هَ) [ په. ] (پش.) پیشوندی است که بر سر فعل ماضی، مضارع و امر درآید: همی رود، همی رو.
(پش .) پیش از فعل آید به معنای ذیل: الف – به معنی «باز» تجدید و دوبارگی را رساند: وا آمدن. ب – به معنی «باز»، «گشاده» و مانند آن: واکردن. ج – به معنی «به» به جهت تاکید: وا ایستادن، واشدن.
(پش.)
۱- بر سر اسم درآید و آن را منفی سازد. (به معنی بی): نا امن، ناچیز. ۲- غالباً بر سر صفت در آید: نادرست.
(بِ) (پیش.)
۱- بر سر اسم درآید (به جای تنوین منسوب عربی) و از آن قید سازد: بیقین = یقیناً.
۲- بر سر اسم و حاصل مصدر درآید و قید سازد: بزودی.
۳- گاه بر سر اسم درآید و آن را صفت سازد: بهوش.
[ په. ] (پیش.)
۱- در اول اسم میآید و صفت میسازد: باهنر، باصفا.
۲- در اول مصدرهای عربی میآید و صفت میسازد: بااطلاع، بامعرفت.