حرف

و

(حر.) سی امین حرف از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر با عدد ۶ می‌باشد.

    و

    (وَ) (حر. اض.) مقابله را رساند، مقابل، برابر.

      و

      (~.) [ ع. ] (حر.) در آغاز لفظ جلاله (= الله) برای قسم به کار رود.

        وا

        (حراض.)
        ۱- به معنی «با» معیت را رساند: گویند ما وا شماییم [ و دین شما. ]…
        ۲- به معنی «به»: بنده من (خدا) پشت وامن داد و کار وامن گذاشت.

          نون

          (حر.) بیست و نهمین حرف از حروف الفبای فارسی.

            نه

            (نَ) [ په. ] (حر.) حرف نفی. مق بلی.

              نزدیک

              (نَ) [ په. ] (حراض.)
              ۱- جلو، پیش، دم.
              ۲- نسبت، خویشی.
              ۳- دارای تفاوت و اختلاف کم.

                پیمایش به بالا