حرف

ض

(حر.)هجدهمین حرف از الفبای فارسی، برابر با عدد ۸۰۰ در حساب ابجد.

    ص

    (حر.) هفدهمین حرف از الفبای فارسی برابر عدد ۹۰ در حساب ابجد. این حرف در لغات اصیل فارسی یافت نمی‌شود و خاص لغات مأخوذ از عربی یا زبان‌های دیگر و یا مبدل لغات فارسی (صد = سد، شصت = شست) است.

      س

      (حر.) حرف پانزدهم از الفبای فارسی، برابر با عدد ۶۰ در حساب ابجد.

        ژ

        (حر.) چهاردهمین حرف از حروف فارسی.

          ز

          (حر.) سیزدهمین حرف از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر با عدد ۷ می‌باشد.

            ر

            (حر.) دوازدهمین حرف از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر با عدد ۲۰۰ می‌باشد.

              را

              [ په. ] (حر.)
              ۱- نشانه مفعول صریح یا بی واسطه (مستقیم): خانه را خریدم، کتاب را دادم.
              ۲- اختصاص را رساند به معنی برای: منت خدای را.
              ۳- درباره، در حق: و آن آنچنان بود که ایشان موسی را گفتند پیس است.
              ۴- برای اعتراض و تمسخر یا تنبیه بعد از اسم و در جمله بی فعل می‌آید: آقا را!

                ذ

                (حر.) یازدهمین حرف از الفبای فارسی، برابر با عدد ۷۰۰ در حساب ابجد.

                  د

                  (حر.) حرف دهم از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر با عدد ۴ می‌باشد.

                    خ

                    (حر.) حرف نهم از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر عدد “۶۰۰” می‌باشد.

                      Scroll to Top