(حر.) بیست و ششمین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد ۲۰ در حساب ابجد.
(کَ لّ) [ ع. ] (حر.) حرف رد و انکار به معنی چنین نیست.
(کُ) [ په. ] (حر.) از ادات پرسش.
(حر.) بیست وپنجمین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد ۲۰ در حساب ابجد.
(قِ بَ) [ ع. ] (حراض.) نزد، پیش.
(ق) [ ع. ] (حراِض.) مقابل، برابر.
(حر.) بیست و چهارمین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد ۱۰۰ در حساب ابجد.
[ ع. ] (حر اض.) ظرف زمان و مکان به معنی در، اندر.
(فَ هَ مَ) (حراض.) نزدیک، قریب.
(فَ سَ) (حراض. ق مر.) ۱- بالای سر، گرد سر. ۲- زیر سر.