اسم فاعل

قاسر

(سِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- مانع.
۲- به زور بر کاری وادارنده.

    قاسط

    (س) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- ظالم، ستمکار.
    ۲- بازگردنده از حق. ج. قاسطین.

      قاشر

      (ش) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- خراشنده و جدا کننده پوست.
      ۲- دارویی که بر اثر سوزاندن قسمت‌های سطحی جلد قسمتی از آن را از قسمت‌های عمقی جلد جدا کند از قبیل قسط و زرآوند.

        قاصد

        (ص) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- قصدکننده.
        ۲- پیک پیاده که نامه یا پیغامی را به مقصد دوری می‌برد.

          Scroll to Top