اسم فاعل

شور

(اِمص.) ورزیدن، به کار بردن، عمل کردن.
۲- (اِفا.) در ترکیبات به معنی «شورنده» آید: الف – (به کار برنده، ورزنده): سلاحشور، سلحشور. ب – زیر و زبر کننده، برهم زننده: خاکشور.

    شامل

    (مِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- فراگیرنده.
    ۲- حاوی، در بردارنده.

      Scroll to Top